قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
4930
تاريخ الفي ( فارسى )
بعضى از غلامان سلطان كه هنوز با او همراه بودند جدا شدند و يشبك مضطرب شده منادى كرد كه « هر كس از غلامان سلطان كه به كمك من حاضر شود او را ده هزار درهم از خاصهء خود مىدهم . » و به اين تقريب فى الجمله جمعيتى نزد او پيدا شد و سوار شده متوجه جكم شد . و جكم و همراهان در حملهء اول او را شكست دادند و او گريخته پنهان شد . بعد از دو سه روز بهدست افتاد . او را با همراهانش مقيد به اسكندريه فرستادند و اموال ايشان را تاراج كردند و سلطان ناچار كس نزد جكم فرستاده او را تسلى كرد و جاى يشبك و جاگير او را به جكم ارزانى داشت و مناصب همراهان يشبك را كه به اسكندريه برده بودند به جماعتى كه به جكم اتفاق داشتند دادند و چند روز [ بعد ] فتنه آرام گرفت . و در اين سال احوال [ هندوستان ] اين است كه اقبال خان به جانب اتاوه لشكر كشيد و مقدم آنجا را شكست داد و بعد از آن به قنوج رفت . و سلطان مباركشاه از جونپور متوجه او شده در كنار آب گنگ بههمديگر رسيدند . و آب ميانجى كرده دو ماه در برابر يكديگر نشستند و گذر ميسر نشد و هردو به جاى خود رفتند . و اقبال خان در راه شمس خان و مبارك خان را كه با او همراه شده بودند به غدر به قتل آورد . و هم در اين سال طغى خان بر كنجه ، داماد غالب خان ، امير سامانه لشكر بسيار جمع كرده قصد حاكم ملتان ، خضر خان نمود . خضر خان نيز به استعداد خود متوجه او شده در اجودهن جنگ واقع شد . خضر خان غالب شد . عاليخان و ديگر امرا كه همراه طغى خان بودند او را به مكر كشتند و فتنه آرام گرفت .